جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
2011
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
خود ، به عنوان موجودى كه در آن محيط زندگى مىكند ، شده است . در ميان اشياء خارجى چيزى كه ارتباط اين انسان و انسانهاى ديگر با آن يكسان باشد ، وجود ندارد . بنابراين علاقهء انسان به زندگى اجتماعى و همكارى به طور ناخودآگاه است ، اما همين اشتياق و علاقه ، مقدمه و اصل اشتياق خودآگاهانه او مىشود . بشر اوليه ، از اين اشتياقى كه به زندگى اجتماعى در ژرفاى روانش وجود داشت ، چنين تعبير مىكرد كه به منظور نبرد با حيوانات درنده ، با همنوعان خود مأنوس شده است . حتى اگر دو انسان در حال زد و خورد بودند و در اين هنگام ، حيوان درندهاى به يكى از آنها حمله مىكرد ، ديگرى به كمكش مىشتافت و به كمك او حيوان درنده را مىكشت . با گذشت زمان ، انسانها براى رفع نيازهاى مادى ، همكاريهاى ديگرى هم با يكديگر آغاز كردند ؛ چنان كه اين مطلب ، در جامعهشناسى بيان شده است . امكانات و تواناييهاى ناقص و نارساى فردى ، شرايط تعاون در ميان افراد بشر را فراهم كرد . بدون ترديد ، حتى در عصر ما هم ، فرد به تنهايى نمىتواند تمام نيازهاى ضرورى خود را به دست آورد ، بنابراين وجود فرد ، از اين لحاظ ، جزئى از وجود جنس است ، و بدون آن وجودى ندارد . يكى از انديشمندان ، مسأله نيازمندى شديد انسان را به تعاون ، اين گونه خلاصه كرده است : « نانوا مىگويد : نانت را خودت تهيه كن . من از امروز ديگر براى تو نان تهيه نمىكنم . خياط مىگويد : لباسهايت را خودت بدوز ، من نمىتوانم براى تو لباس بدوزم . كفاش مىگويد : كفشهايت را خودت تهيه كن . من تصميم گرفتهام اين خدمت را براى تو انجام ندهم . و به